در مکانی که آنان خم شده به پیش خزیده بودند و دست به دعا برداشته،من ایستاده‌ام، خودویران‌گر و بی‌هراس،بی‌همنشین مانده، بی‌دوست، تنهاسرد و بی‌احساس چون استخوان ماهیاستوار چون پشته پشته کوهسار که بر فراز آنچون گوزن نر، شاخ‌های خویش را در هوا به اهتزاز در می‌آورم.

Your Comment Comment Head Icon

Login