من می ترسم از پنجرۀ اتاقم بیرون نگاه بکنم، در آیینه به خودم نگاه بکنم، چون همه جا سایه های مضاعف خودم را می بینم، اما برای این که بتوانم زنده گی خودم را برای سایه ی خمیده ام شرح بدهم، باید یک حکایت نقل بکنم. اوه، چه قدر حکایت های راجع به ایام طفولیت، راجع به عشق، جماع، عروسی و مرگ وجود دارد و هیچ کدام حقیقت ندارند. من از قصه ها و عبارت پردازی ها خسته شده ام.

Your Comment Comment Head Icon

Login